تبليغاتX
حقایق وارونه -
 
دیشب تو رویاهام خودم رو رییس جمهور ایران فرض کردم؛رویای قشنگی بود؛اوایلش به سفرهای استانی وتشکر ازمردم و بردن هدایا به روستاها و مناطق محروم گذشت،بعدش به نتیجه رسیدم که با دوچرخه وسیب زمینی و رانی هلو وشیشلیک مشکل مردم حل نمیشه؛زدم تو کار  سرمایه دارها و کارخونه دارها  که چرخه تولید واشتغال رو به حرکت در بیارم و از وارد کنندها مالیات گرفتم و سطح رفاه عمومی رو بردم بالا،اوضاع عمومی خوب شد و مجوز  کاباره و دیسکو و نجیبخونه! رو هم صادر کردم،مردم خوش میگذروندن و کار و تولید و صادرات رونق داشت؛تو اوج بودم که دیدم منشی رییس دفترم دختر مهربون و لوندیه و معاشرت با اون روحم رو صیقل میده،به هر بهونه ای می کشوندش تو دفترم و نرد عشق به محبوب می باختم،اونقدر عاشق بودم که عضو همه کنوانسیونهای دفاع از حقوق زنان در سطح بین المللی شدم،بچه ها رو دوست داشتم و عاشق دانشجو های جوون وخام مملکتم شدم،آرزوم این بود که همه عاشق باشن وهمدیگه رو دوست داشته باشن؛تا روزی که عکسم رو روی جلد یه مجله پرفروش در حال بوسیدن یه دختر جوون با تیتر "فساد در کاخ ریاست جمهوری"دیدم،نمی دوستم که مردم از رییس جمهورشون چه توقعی دارن،اوضاع به سرعت خراب شد،زن ها ونهادهای مدنی به شدت واکنش نشون دادند و مراجع دینی به سرعت وارد عمل شدند وخواستار برکناری من شدند،من هم که اهل دروغ نبودم مجبور به استعفا شدم وانتخابات زودرس برگزار شد.پرزیدنت بعدی قسم خورد که عاشق نشه و هیچ زنی رو جز همسر سالخورده و مریضش نبوسه و برا اینکه مردم حرفش رو باور کنند تموم وسایل شادخواری وتفریحی رو تعطیل کرد و.....

نتیجه اخلاقی:
                    ۱)تا عاشق نباشی رییس جمهور خوبی نمیشی و اگه بفهمن عاشقی معزول میشی.

                    ۲ )ملت به فساد زنده است ولی ملت فاسد رییس  جمهور فاسد نمی خواد

نوشته شده توسط کامران در یکشنبه دهم خرداد 1388 |