تبليغاتX
حقایق وارونه - فاطی جوون
مامان بزرگ مرحوم ما یه دوست فابی داشت به نام فاطی جوون؛این فاطی جوون از با اصل و نسب های شهر ما بود و زین سبب یه اشکال خیلی بزرگ داشت که اصل ونسب  همه رو می شناخت.میگن یه روزی رفته بودخدمت دکتر متخصص چشم به جهت تقویت قوه باصره ،که تازه نفر اول بورد شده بود وعضو هیات علمی دانشگاه؛

فاطی جوون: دکتر، همشهری مایی؟
دکتر: بله مادر جوون
ف: کدوم محل؟
د: مهدیه
ف: بالا مهدیه یا پایین مهدیه؟
د: بالا مهدیه
ف: پشت حموم یا جلو حمووم؟
د: پشت حمووم
ف :سر کوچه یا ته کوچه؟
د: ته کوچه
ف: خدا منو بکشه،تو پسر احمد دلاکی؛خدا رحمت کنه پدرت رو،شما رو با سختی بزرگ کرد.
باری،این فاطی جوون تموم آدم ها رو تبدیل میکردبه نوه اصغر گاریچی و دختر ممد چرخی و برادزاده مولود گندال.این روزا تو شهر ما خیلیها وام های زود بازده اشتغال زا
از دولت مهرورز گرفتن وبا پولش رفتن کوشاداسی وبا رسپشن هتل عکس تمام قد گرفتن ومثل مداد رنگی عذرا (آزرا)و پرادو و  بی ام خریدن ؛فکر کنم این روزا کار فاطی جوون خیلی سخت شده؛پیدا کردن هویت این همه آدم پر اصل و نسب پشت شیشه عینکهای آفتابی که تازه جواب آدم رو هم درست نمی دن،قبول بفرمایید که کار سختیه،فاطی جوون خدا قووت.

نوشته شده توسط کامران در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 |