تبليغاتX
حقایق وارونه - نمی خوام
وای زندگی چه داستان سختیه،کاش بازیگرش نبودم و ادای هنرپیشه های موفقشو در نمی آوردم؛حالم از هر چی تهیه کننده و کارگردان و مدیر تولید بهم می خوره؛از هنر پیشه نقش اول مقابل و نقش مکمل وسیاهی لشگر نگو که بالا می آرم؛دلم یه سالن بدون عوامل می خواد که پروژکتور و میکروفوناش قطع باشه؛می خوام نقش منفی بازی کنم،می خوام  تپق بزنم،می خوام بداهه بگم؛اصلا می خوام بی مقدمه تموم شم،می خوام صد سال سیاه نتیجه اخلاقی نداشته باشم،میخوام چرت بزنم، اصلا می دونین چیه،می خوام بیام پایین؛می خوام پیاده شم مثل تنهایی یک دونده ماراتن؛دلم بی پولی و حسرت می خواد،دلم حسرت بچه روستایی های کنار جاده شمال رو می خواد؛دلم "خوش به حالت "گفتن یه پسر بچه تازه بالغ به خروس همسایه رو می خواد؛من دلم واسه مادگی گل شیپوری خونه پدریم تنگ شده؛من اون خودکار سبزم رو که بی اون درس یاد نمی گرفتم می خوام ؛آره،خسته شدم از همه اونایی که رو خریتم حساب باز کردن و دوستم دارن،از دست هیجانهای مزخرف خودم که باعث میشه خود شیرینی کنم خسته شدم؛من خودمو می خوام،دلم تمام اون قلبمو میخواد که همش تنها مونده؛کاش نشنیده بودم که گفت" برو شیر درنده باش ای دغل"که از غم روبهان شل،فلج نمی شدم؛مردم از روزمرگی ،مردم از بس یادگرفتم ازسرضعف آدم خوبی باشم؛میخوام شرور محل باشم واحمدی نژاد دستگیرم کنه،میخوام برم زندان وبا دو تا آدم با مرام هم قسم شم؛اصلا می خوام معتاد شم و رو بازوهام خالکوبی کنم؛من می خوام بهترین آدم باشم اما نه از سر ضعف
نوشته شده توسط کامران در سه شنبه دهم دی 1387 |