تبليغاتX
حقایق وارونه
 
باران:دوست ندارم بری؛من هنوز ازت سیر نشدم
رعد:برو گله شو پیش کسی کن که نمی تونه زمون سیری آدما رو باهم تنظیم کنه
باران:ولی همه چی دست خودمونه
رعد:پس تو سیر شو
باران:خیلی سخته،مثل مردنه
رعد:نگران نباش،ازمن بهتر به پستت میخوره؛اون پسره ورزشکاره تو انقلاب...
باران:نمی خواد برا خودت جانشین تعیین کنی،خودم بلدم
رعد:ولی سعی کن زیادی بهش نچسبی
باران:خیلی شما مردا پستین؛اولش خودتونو می کشین تا....
رعد:انکار نمی کنم، از این وضع هم ناراضیم؛دست خودم نیست،بدنم دیگه نمیخوادت
باران:از من خوش هیکل تر پیدا نمی کنی
رعد:اتفاقا موضوع همینه؛دلم یه زن چاق کوتوله پرسلولیت با موهای زاید می خواد
باران:شوخی میکنی!
رعد:می دونم مسخره است ولی من تو خیابون وقتی این زشتهای بازیگوش رو می بینم دلم می ره
باران:ولی اونا قدر تو رو نمی دونن
رعد:فکر کنم اینطوری من هم راحت ترم
باران:

نوشته شده توسط کامران در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 |